ارسال شده توسط: در شنبه 24 ژانویه 2015,در ساعت 11:05 ب.ظ |بدون نظر
Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei, Leader of The Islamic Republic of IranIn the name of God, the Beneficent the MercifulTo the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

بسم الله الرحمن الرحيم

براي جوانان شمال آمريکا و اروپا ؛
تحولات اخير در فرانسه و نمونه هاي مشابه آن در برخي ديگر از کشورهاي غربي مرا واداشت تا به صورت مستقيم با شما درباره اين تحولات سخن بگويم. خطاب من به شماست؛ (شما جوانان)، نه به اين خاطر که من توجهي به والدين شما ندارم، بلکه به اين خاطر که آينده ملت ها و کشورهايتان در دستان شما خواهد بود و افزون بر اين مي دانم که حس حقيقت جويي در قلب شما جوانان پوياتر و قوي تر است.
خطاب من متوجه سياستمداران و دولتمردان شما هم نيست زيرا باور دارم که آنان خود خواسته راه سياستمداري و راستي و حقيقت را جدا کرده اند.

مي خواهم با شما درباره اسلام سخن بگويم؛ بخصوص چهره اي که براي شما از اسلام ارائه شده است. تلاش هاي بسياري در دو دهه اخير بخصوص از زمان فروپاشي اتحاد شوروي صورت گرفته است تا اين دين بزرگ را در جايگاه دشمني دهشتناک بنشانند. تحريک احساس ترس و نفرت و استفاده سوء استفاده از آن در کمال تاسف سابقه اي طولاني در تاريخ سياسي غرب دارد.

در اينجا، من نمي خواهم به هراس هاي مختلفي که کشورهاي غربي تا کنون تلقين کرده اند بپردازم. نگاهي گذرا به مطالعات حساس تاريخ معاصر مي تواند شما را به اين حقيقت برساند که دولت هاي غربي رفتاري به دور از صداقت و با دورويي با ملت ها و فرهنگ هاي ديگر داشته اند که از تاريخ نگاري هاي جديد حذف شده است.
تاريخ هاي آمريکا و اروپا شرمسار از برده داري، خجل از دوره استعماري و آزرده از سرکوب ملت هاي رنگين پوست و غير مسيحي است. محققان و تاريخ دانان شما به شدت شرمنده خونريزي ها به نام مذهب بين کاتوليک ها و پروتستان ها يا به نام مليت ها در دوران جنگ اول و دوم جهاني هستند. اين رويکرد قابل ستايش است.
با ذکر بخشي از اين فهرست بلند بالا، قصد بازخواني تاريخ را ندارم، بلکه مي خواهم از شما بخواهم از روشنفکران خود بپرسيد چرا وجدان عمومي غربي ها بعد از چندين دهه بيدار شده است. چرا بازبيني وجدان عمومي براي زمان هاي دور اجرا مي شود و براي مشکلات جاري نه؟ چرا اين تلاش ها براي جلوگيري از بيداري عمومي درباره مشکلات عمده مانند برخورد با فرهنگ و تفکر اسلامي صورت مي گيرد؟
شما به خوبي مي دانيد که تحقير و ترويج نفرت و ترس واهي از «ديگران» مبنايي عمومي براي همه سود بران سرکوبگر است. حال، از شما مي خواهم از خود بپرسيد چرا سياست قديمي گسترش «هراس» و نفرت، اسلام و مسلمين را با حجمي بي سابقه هدف گرفته است. چرا ساختار قدرت در دنيا مي خواهد انديشه اسلامي به حاشيه رانده شود و همچنان پوشيده بماند؟ کدام مفهوم و ارزش هاي اسلامي باعث اخلال در پيشرفت ابرقدرت ها مي شود و کدام منافع هستند که در سايه تحريف وجهه اسلام در امان مي مانند؟
حال خواست اول من اين است: درباره انگيزه هاي پشت پرده تخريب چهره اسلام تحقيق و مطالعه کنيد.

خواست دوم من اين است که در واکنش به سيلي از اقدامات صورت گرفته براي گمراه کردن و پيش قضاوت ها، تلاش کنيد تا اطلاعاتي مستقيم و دست اول از اين دين را به دست آوريد. منطق صحيح مستلزم اين است که شما درکي از طبيعت و جوهره آنچه که آنان شما را از آن مي ترسانند و مي خواهند از آن دوري گزينيد، داشته باشيد.

اصراري ندارم که شما قرائت من يا ديگر قرائت ها از اسلام را بپذيريد. چيزي که از شما مي خواهم اين است: اجازه ندهيد اين پويايي و حقيقت موثر در دنياي امروز با احساسات و پيش قضاوت ها در اختيار شما قرار بگيرد. به آنان اجازه ندهيد که با دو رويي، تروريست هاي مزدورشان را به عنوان نمايندگان اسلام معرفي کنند.

اطلاعات مربوط به اسلام را از منابع اصلي و اوليه آن دريافت کنيد. اطلاعات مربوط به اسلام را از قرآن و زندگي پيامبر بزرگ آن بگيريد. مي خواهم از شما بخواهم که به صورت مستقيم، قرآن مسلمانان را قرائت کنيد. آيا شما تا کنون آموزه هاي پيامبر اسلام (ص) و اصول انساني ايشان را مطالعه کرده ايد؟ آيا پيام اسلام را از منبعي غير از رسانه هاي دريافت کرده ايد؟
آيا تا کنون از خود پرسيده ايد که چگونه و بر چه مبنايي ، ارزش هاي اسلام توانست بزرگترين تمدن علمي و فکري را در دنيا ايجاد کند و در طول قرن ها بزرگترين دانشمندان و متفکران را بپروراند؟
من از شما مي خواهم اجازه ندهيد تصوير سازي موهن و متعرضانه گردابي احساسي بين شما و واقعيت ايجاد کند و باعث شود احتمال داشتن يک قضاوت بي طرفانه از شما سلب گردد. امروز جوامع رسانه اي مرزهاي جغرافيايي را در نورديده اند. با اين حال، اجازه ندهيد که آنان شما را با مرزهاي ذهني و ساختگي احاطه کنند.
هر چند که کسي به تنهايي نمي تواند اين خلاء هاي ايجاد شده را پر کند، هر کدام از شما مي توانيد پلي بين تفکرات و عدالت براي خلاء هاي ايجاد شده براي روشن کردن خود و اطرافيان خود استفاده کنيد. هر چند اين چالش بين اسلام و شما جوانان ناخواسته است، مي تواند سوال هايي جديد در ذهن هاي کنجکاو و جستجوگر شما ايجاد کند. تلاش براي يافتن پاسخ به اين سوال ها فرصتي مناسب براي يافتن حقيقت هايي تازه براي شما ايجاد مي کند.
از اين رو، فرصت را براي يافتن درکي صحيح و بي غرض از اسلام از دست ندهيد تا با حس مسئوليت پذيري شما به سوي حقيقت، نسل آينده بتواند تاريخ اين تعاملات بين اسلام و غرب را به صورتي وجداني روشن تر و رنجش و خشمي کمتر بنگارد.

سيد علي خامنه اي

بيست و يکم ژانويه دو هزار و پانزده

Seyyed Ali Khamenei


21st Jan. 2015